×38×

شنبه 19 آبان 1397 02:19 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
Image result for in my mind
احساسات غریب تر از اونن که بتونیم بغلشون کنیم!
اونا از جنس مان، از جنس شادی هامون وقتی تیم موردعلاقه امون برنده میشه ،از جنس گریه های شبانه امون ، از جنس تنهایامون وقتی کسی نیست وقتی حرفمونو میشنوه کمکمون کنه ، از جنس ذوق های که پنهونشون میکنیم ، از جنس نگاهمون به کسایی که دوستشون داریم.
تاحالا فکر کردین چجوری نابود میشن و میمیرن؟
شاید تو یه تصادف کشته شن؟ یا توی دریا غرق شن؟
نمیدونم ممکنه برای حرفای که میشنونن شکسته بشن.
چند شب پیش یه خواب دیدم. من از شش ماهگی تو استخر بودم پس شنام خیلی خوبه ولی اونشب تو خواب داشتم غرق میشدم تو یه دریایی از احساسات، احساساتی که فکر میکردم خودکشی کردن ولی من کسی بودم که اوا رو به دار حلق اویز کردم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 آبان 1397 02:30 ب.ظ