×36×

پنجشنبه 10 آبان 1397 02:44 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
من میترسم
میترسم از خودم از کارهای که انجام دادم،میدم و قراره انجام بدم وقتی دروغام لو برن چی میشه؟
از موقعیت الانم میترسم از بهم ریختگی میترسم از انسان نبودنم میترسم از ابله بودن میترسم 
از یه روز بدون ایدلایم میترسم از جاهای جدیدی که قراره بیاد میترسم
میترسم از روزی که هیچ آهنگی نواخته نشه،هیچ فیلمی ساخته نشه
هیچ حرفی برای گفتن نمونه هیچ کتابی نوشته نشه
میدونی چرا از اینا وحشت دارم؟
باعث میشن پوچی باشم باعث میشن احساساتم خودکشی کنن باعث میشن لبخندام تو کما برن و گریه های شبانه ام مهاجرت کنن
 همه اینا قلممو خشک میکنن چشمامو کور میکنن گوشام کر میشن لال میشم
درنتیجه میشم یه آدم نفهم یه ابله خودخواه مغرور 
اکه اینطوری بشه من هزاران اکسیژن هدر دادم 
و از این میترسم!
-شاید پی نوشت:
یه سری از حرفا رو نگفتم همه امون یه سری حرف نگفته داریم
من الان حتی ترتیب گفتن این حرفا رو هم یادم نمیاد چون من همیشه ازشون فرار کردم
اونا همیشه همچی رو پیچیده میکنن 
الان میخوام بگمشون درسته عجیب غریب تر از قبل به نظر میرسم 
من راه های زیادی رو برای از بین رفتنشون کردم و الان این تنها راهیه که برام مونده-




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 آبان 1397 04:43 ب.ظ