×35×

پنجشنبه 3 آبان 1397 04:28 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Conspiracy Theorist Poster
یه خط قرمز دور من کشیده شده ، هیچ کس با وجود این خط جرئت نمیکنه سمتم بیاد.
شش سال؟ بیست و هشت ماه؟ چهار هفته؟شایدم دو ساعت این خط دورمنه؟ مهم نیست از کی خط هست،من توش راحت بودم. نگران کسی نبودم!
نمیدونم چی شد که تو وارد محدوده ی من شدی.
فکر کنم گفتی"تو عجیب غریب ترین آدمی هستی که دیدم"
نزدیک و نزدیکتر ، محدوده ام داشت خراب میشد،همش نگران این بودم ضربه نبینی،یه احساسی که حتی بهش فکرم نکرده بودم، حالش خوبه؟ حرف اشتباهی زدم؟ بیخیال من تاحالا از این حسا نداشتم!
من اونقدرام از آدما دور نبودم،فقط ابراز علاقه نکردم.
باهاشون گرم گرفتم و فیلم دیدم ،آهنگ خوندم، متن نوشتم ولی ابراز علاقه،بعید بدونم.
آدمای زیادی بهم گفتن "دوستت دارم" "خیلی باحالی" " تو عادی نیستی" ولی تاحالا اینقدر حساس نشده بودم ،تهش یه لبخند ساده و بغل. قلبم تاحالا اینقدر از شنیدنش محکم نمیزد.
شروع کردم به پیدا کردن اینکه این احساس از کجا اومد؟
آذرماه وقتی دوباره شروع کردم به نوشتن و دیدم یه متن درمورد تو نوشتم!
اما بیخیال شدم عشق بچه بازی نیست که من داشته باشمش
و تو از من بدت میومد فکر کنم برای همینه که اینقدر خط قرمز دورم پررنگ شده.
ولی الانو نگاه کن، بعد نه ماه این تو بودی از خط قرمز من رد شدی بعد این بغل بهم بگو چجوری ازش رد شدی!
چون کاملا مطمئنم بارها تو رو از خودم دور کردم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 آبان 1397 04:36 ب.ظ