تبلیغات
Teenage life - ×29×

×29×

شنبه 17 شهریور 1397 04:21 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Vans Illustration by Morgan Swank
نوجونی من با نوجونی مامانم ،با نوجونی خواهر بزرگترم و حتی با نوجونی یه پونزده ساله ی دیگه فرق داره.
بیشترین حرفی که شنیدم این بوده که"به کارای الانتون میخندید" 
خب بیاید واقع بین باشیم من الان به کارای که میکنم میخندم!
اگه قرار باشه به یه نفر ده سال دیگه بگم نوجونیمو چجوری گذرونم
میگم من یه دایرکشنر بودم که برای ساپورت پسرا چندین اکانت توییتر میساختیم و رای میدادیم و چهارصبح بلند میشدیم تا برنامه رو باهم ببینیم
تو خانواده های زیادی بودم با ادمای زیادی صحبت کردم و بزارید بگم من معتاد رول پلی بودم
یه شب با تموم وجود برای شهرام شب پره شعر گفتم،با تیپ تامبوی دیجی جعفر شدم و با دیجی مدرسه کناری تو اردو پارتی گرفتم
من کسی بودم که بچه ها ازش معنی فحشا و اصطلاحاتو میپرسیدن یا برای پیدا کردن یه اهنگ پیشش میومدن
کسی که جرئت نمیکردین جلوش به کسای که دوستش داره توهین کنید
گشاد ، اولین کلمه ی که درمورد من میگفتن من  یه روزایی حتی برنامه ی کیفمو عوض نمیکردم و با کتابای که شنبه رفتم سرکلاس یکشنبه ام میرفتم صاحب کتابخونه مدرسه دوستم بود و کتابا رو از اونجا برمیداشتم و غیر از اون مهم نبود که قراره نمره ازم کم شه 
همیشه کیفم اونقدر شلخته بود که دوستام نمیتونستن تحمل کنن و درنتیجه تمیزش میکردن
و بیشتر سلبریتیا رو دوست داشتم
با شلوارای و لباسای گشاد میتونستین منو تشخیص بدید
حساب اکانت عوض کردنام توی توییتر دستم نیست پس میتونید بگید من تو توییتر زندگی میکنم
توی مکالمه افلیجم! چه انگیلیسی چه فارسی چه عربی افلیج تر از من تو مکالمه نمیتونستن پیدا کنن ولی بدون تعارف هرچقد تو مکالمه افلیج بودم توی نوشتن خوب بودم
قدرت خوابم بالاس من یه مدت طولانی بیوم"اگه کوآلا بفهمه من چقدر میخوابم از زندگیش لفت میده" بود و واقعیت داره
کمتر سریال،فیلم،اهنگ،کتابی از زیر دستم در رفته بود
یه سریالو با زیرنویس عربی دیدم 
صاحب داستانای طغرلستان توی مدرسه من بودم
به خاطر خدافظی |آقا|بوفون تو مدرسه به قدری حالم بد بود که همه فکر میکردن افسرده شدم
از فیلم ترسناک خوشم نمیومد ولی همیشه قرار فیلم ترسناک دیدن خونه ای ما بود
اکثر روزا هم تا هشت شب تو خونه تنها بودم و برای خودم کنسرت میزاشتم 
بدتر از من برای ساخت استایلای مختلف پیدا نمیکردید
کلکسیون کفشای لویی رو جمع کرده بودم
تو بیشتر فندوما حضور داشتم!
آب بازی که بیخیال، گفتم که من رو مامان بابامم آب میریختم(نه همیشه)
هیچ قابلیتی توی لاک زدن نداشتم و هرموقع دوستام برام لاک میزدن تا پنج دقیقه بعدش خورده بودمش
در خودکارا هم همیشه تو دهنم بود و بر خلاف گفته ها تا حالا نمرده ام
مومو یه بار کچل هم کردم حتی یه بار به جای اینکه مدل موی مایکل گیرم بیاد مدل موی فنچی گیرم اومد
هربار مومو با اسپری رنگ میکردم چپ چپ نگام میکردن مخصوصا وقتی طوسی میکردم فکر میکردن مریضی چیزی دارم
و قدم کوتاه بود چون قدمو دادم به کارا که مدلینگ قبول شه|این یه شوخی رایجه بین کسایی که با من خیلی نزدیکن |
چیزای که میخواستم بخرم رو پولشو خودم با انجام دادن کارای تایپی گیر می اوردم، بگی نگی خرجم دست خودم بود
از تلویزیون متنفر بودم و تنها برنامه ای میدیدم خندوانه بود از فصل اول!
کانالای تک عضوی که فقط خودم توش بودمم زیاد داشتم
واتپد و برای بیشتر دوستام نصب کردم که بشینن فف بخونن موقع توییت زدن نیان بهم بگن حوصلم سر رفت!
و یه اکانت برای ایسگا کردن ادمای مختلف دستم بود
و بیشتر از این دلم بخواد از نوجونیم تو اینده بگم.




دیدگاه ها : نوجونیتونو ده سال بعد چجوری تعریف میکنید؟
آخرین ویرایش: شنبه 17 شهریور 1397 05:04 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30