تبلیغات
Teenage life

هی!

یکشنبه 24 دی 1396 05:07 ب.ظ

نویسنده : zedd
تصویر مرتبط

モノクロ のデコメ絵文字هی بچز
モノクロ のデコメ絵文字به دنیای یه نوجون خوش اومدید
モノクロ。可愛い。 のデコメ絵文字من زد هستم
モノクロ。可愛い。 のデコメ絵文字اینجا رو زدم که حرف بزنم درمورد هرچیزی
モノクロ のデコメ絵文字و با کسایی که مثل خودمن ارتباط برقرار کنم
モノクロ のデコメ絵文字امیدوارم خوشتون بیاد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 شهریور 1397 10:17 ب.ظ

×51×

شنبه 22 دی 1397 02:50 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
Now that he's left One Direction, Zayn Malik has become a solo artist, been seen with Gigi Hadid, and modeled these great cargo and utility pants for GQ.
و اینک تولد خدای های نوت است
همه اتون سجده میکنید در برابرش مقاوت نکنید
کسی که با مژه هاش میتونه پرواز کنه
کسی که هیچ وقت نمیتونه یه دروغ بی دردسر بگه
بیا درمورد البومات حرف نزنیم هربار اشکمونو درمیاری 
و ما هنوز دوستت داریم تو هنوز عضوی از این خانواده ای
@زین جواد مالیک تولدت مبارک



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 دی 1397 02:55 ب.ظ

×50×

چهارشنبه 5 دی 1397 12:33 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×routine× ،
من امروز حس خوبی دارم و میخوام تا وقتی امروز تموم نشده این حسو نگه دارم 
نه برای اینکه لری برگشته باشه یا کارا لایو گذاشته باشه یا تیلور خبری از البومشو داده باشه(شایدم باشن اونموقع از حس خوب طبیعتا میمیرم چون هنوز اپدیتا رو چک نکردم)
فقط چون امروز حرف بیخود نزدم؟ البته مجبور شدم اعتراف کنم که بعضی روزا خیلی حرف میزنم ولی حس بدی ندارم چون سه ماه از اون اتفاق گذشته و من تکرارش نکردم
یه ذره هم حرص خوردم چون هنوز اثرات حرفامو میبینم و به خودم فحش میدم 
ولی واقعا نمیخوام بهشون فکر کنم من احساس خوبی دارم
من باعث شدم چند نفر احساس خوبی داشته باشن
من امروز چند نفرو بغل کردم همین برام کافیه
باعث خندیدن شدم و برای دوستم که تولدش بود اهنگ خوندم
من امروز دو فصل کتاب خوندم |با اینکه کتابو قبلا خوندم|
اهنگ موردعلاقه امو گوش دادم 
درسته هنوز حس خوبی نسبت به خودم ندارم ولی الان احساس خوبی دارم این جمله چندبار تاحالا گفتم؟
هیچ چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه من میخوام این حس خوبو با بقیه تقسیم کنم این کارو با استوری گذاشتن نمیتونم بکنم و دوباره اگه کسی هست که حس خوبی نداره من هستم!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 دی 1397 05:07 ب.ظ

×49×

دوشنبه 3 دی 1397 12:40 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Hey! mah boy Tommo..
امروز بی دلیل لبخند بزنید
امروز بی دلیل شاد باشید
امروز بی دلیل جشن بگیرید
امروز بی دلیل اتفاقای خوب رو بخواید
امروز بی دلیل مهربون باشید
امروز بی دلیل اهنگ موردعلاقه اتونو بلند بخونید
فقط شاید امروز بیست و هفت ساله که ما لویی رو داریم؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 دی 1397 12:40 ب.ظ

×48×

دوشنبه 3 دی 1397 12:20 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
Just Hold On #ProudOfLouis
فقط یه صدا باعث میشه حس کنم متعلق به اعماق بهشته
فقط یه اجرا از یه اهنگ شاد میتونه باعث گریه ی من بشه
فقط یه چشم باعث میشه توش غرق شم
فقط  یه نفره که موقع برد  فوتبال انگلیس صدای خوشحالیش تو گوشم میپیچه
فقط خنده های اونه که باعث خوشحالی همه میشه
فقط ناراحتی اونه که قلب همه رو میشکونه
فقط یه "اویی اویی" واقعیه
فقط یه آبی قوی وجود داره
و اون فقط و فقط لویی ویلیام تامیلنسونه!
-تولدت مبارک بهترین -



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×HBD× ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 دی 1397 12:33 ب.ظ

×47×

شنبه 1 دی 1397 08:55 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×lyric× ،

Wanna be the first to take it all the way like this
Baby, let me be your last
Your last first kiss
I'm afraid you'll run away
Maybe I just got to wait
Maybe this is a mistake
I'm a fool
میخوام اولین نفری باشم که تموم راه رو اینجوری باهات میره
عزیزم بذار من آخرین نفرت باشم
آخرین بوسه اولت
من میترسم تو بری
شاید من فقط باید صبر کنم
شاید این یه اشتباهه
من یه احمقم

last first kiss-one direction




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 دی 1397 12:34 ب.ظ

×46×

شنبه 1 دی 1397 08:05 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
یك زمانى یلدا رو نامبارك و شوم مى دونستن؛ درست مثل سیزده كه باید به در مى شد تا نحسى از بین بره، یلدا هم باید به در مى شد تا روزها بلند تر بشن و آفتاب بیشتر از قبل بتابه. یلدا اوج تاریكى و انتظار بود... روشنایى، نیكى بود و تاریكى، اهریمن. پس مردم جمع مى شدن، آتیش روشن مى كردن، تا صبح مى رقصیدن تا وجود اهریمن رو نادیده بگیرن و رفتنش رو جشن. همینه كه خیلى از شعراى ایران توى اشعارشون تلخى و شومى هجر و انتظار رو كنار یلدا گذاشتن، مثل سعدى كه گفته:
 «یاد آسایش گیتی بزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود»
یا در یكى دیگه از اشعارش كه مى گه:
«همه بر آن همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را»
خاقانى هم زیاد از یلدا گفته و جایى یلدا رو كنار جهان مادى و پست بودنش قرار مى ده:
«جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا»
شب یلدا، پایان فرمانروایى تاریكى و آغاز حكومت خورشیده. حكایت اومدن نور، غلبه كردنش، پیروزیش. قصه ى زیبایى كه مى گه مهم نیست زندگیمون چقدر تاریكه، بالاخره یك روزى روشن مى شه.
_کالیایف



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1 دی 1397 08:46 ب.ظ

×45×

چهارشنبه 28 آذر 1397 05:27 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،

انگشتمو روی سرم میزارم
اینجا توی سرم همچی بهم ریخته
اینجا کلمه ها توی یه صف واینمیسن تا نوبتشون بشه
اینجا هیچ چیز یکسان نیست
اینجا متال با بلوز خونده میشه
اینچا عشق های زودگذر رو شکنجه میکنن 
اینجا همه ادم بده ی داستانن
اینجا به پوچی برمیگردن 
اینجا راه حل ها اشتباهن
اینجا هیچ کس خودش نیست
اینجا کسی پرستیده نمیشه همیشه یه مشکلی هست
اینجا همه ادعا دارن
اینجا همه شکسته اند 
اونا خودشونو کشتن اونا منم شکستن
اونا درمان رو نمیخوان درد رو میخوان
اونا هرکسی رو میخوان به جز من
اونا باهم کنار نمیان
اونا الکین و من زیادی بزرگشتون میکنم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 آذر 1397 12:58 ق.ظ

×44×

پنجشنبه 22 آذر 1397 10:12 ق.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
نتیجه تصویری برای ‪taylor swift‬‏
زیباترین آلیسونی که میشناسیم
به معنی واقعی کلمه ملکه!
وقتی آلبومای راک و کانتری محشرتو کنار گذاشتن و گفتن تو نمیتونی پاپ بخونی پرافتخارترین آلبوم پاپ رو به نام خودت زدی
وقتی روز مار رو بهت تبریک گفتن تو دکور استیجتو مار گذاشتی
متنهای که باعث خوب شدن همه امون میشه
حرف های که بهمون زدی و همه امون رو امیدوار کردی
تولدت مبارک فرشته



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×HBD× ،
آخرین ویرایش: جمعه 23 آذر 1397 10:14 ق.ظ

×43×

شنبه 17 آذر 1397 09:24 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×routine× ،

هی هی هی
الان کمتر کسی میاد به خاطر مدرسه و امتحانای نیم ترمو این حرفا
منم سعیمو میکنم که به مدرسه امم اهمیت بدم|هرچند مامانم میگه هیچ تلاشی نمیکنمم|
ولی  این هفته همش درگیر بچه ها و فرندز بودم
من چهار فصل اخر فرندزو ندیدم و طی یک حرکت انتحاری از ساعت یازده شب تا شش صبح دو فصل دیدم:|
وضعیت فندومام تو وضعیت خیلی خوبیه
اریانا هر روز داره ثابت  میکنه که چرا دوستش داریم
پسرا دارن میترکونن|غیر هری که همیشه تو غاره|
گرمیه و نمیدونم از اینکه زد سه بار نامزد شده خوشحال باشم یا برای تیلور سرمو بزنم به دیوار
یا برای اینکه مک گرمی نامزد شد فن گرلی کنم که اگه برد آریانا بره اونو بگیره:")))
فوتبالم که پرخفکت ببینم سه شنبه پاری سن ژرمن چه میکنه
خب کلی وب هست که هنوز سر نزدم بهشون پس 
چه خبر؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 آذر 1397 07:29 ب.ظ

×42×

یکشنبه 11 آذر 1397 09:13 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
نتیجه تصویری برای ‪charlie puth‬‏
|شاید باید سرت به سنگ میخورد
این بلایی که سر رودها میاد
چون وقتی عاشقی برات مهم نیست که چیزها رو متفاوت ببینی
کجا میخوای بری؟ قلب من خونه ی توست
هیچ چیز سردتر از این نیست که تنها فرار کنی|
@چارلز ادوا پوث تو همونقدر که با صدات باعث گریه میشی باعث شادی میشی 
اگه این محشر بودن نیست پس چیه؟
خنده های تو باعث خنده های هممون میشه
پس روز تولدت یه فرصتیه که اینا رو به بگم هرچند که تو نمیبینی ولی این چیزی از دوست داشتنی بودنت کم نمیکنه!



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×HBD× ،
آخرین ویرایش: شنبه 17 آذر 1397 09:19 ب.ظ

×41×

چهارشنبه 30 آبان 1397 07:05 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
برای اولین بار تو عمرم میخوام همه ی احساساتمو تو چند دقیقه ای که دارم بنویسم 
اینجا مجازیه دیگه؟ ممکنه پشت این زد یه مرد چهل ساله پیر باشه که زندگیشو داره پشت یه کافی نت میگذرونه؟ این زدیه که من براتون ساختم میتونم دروغ باشم
یا شایدم تمام حقایق زندگی منه یا حداقل تمام حقایقی میخواستم یه سری افراد تو یه سری تاریخ بفهمن
فکر میکنم زیاد شخصیت ساختم درواقع فکر نمیکنم مطمئنم
یه جورایی شده مثل رول رفتنم کافیه تا اسم شخصیتمو عوض کنم و هیچ کس منو نشناسه با یه دنیایی دیگه از من روبه رو میشد اگه قبلش یه جاستین درتی بودم که مخ هم رو میزد ولی الان یه مایکلم که بچه اش املته و درمورد رول درتی از بقیه سوال میکنه؟ این قابلیتو دارم میدونم که دارم چون انجامش دادم
نمیخوام بعضی چیزا رو قبول کنم ولی مجبورم 
هر کسی که بیست و چهارساعت با منه منو ترد میکنه چون رفتار درستی ندارم
جدی میگم ندارم 
من کسیم که تو مدرسه شما رو میزنه ، باهاتون بحث میکنه ولی در این حال تو خونه کسیم که با تمام وجود به حرفتون گوش میده
مغرور شدن بهش میگن؟ هرچی که میگن تو مدرسه یادم میره من کسیم که همیشه دعوا میشه
یادم میره من نمیتونم درست حرف بزنم پس فقط برای کسی که دوستش دارم وقت میزارم حالا که اینطور فکر میکنم میبینم بچم
تو خونه میفهمم دوباره تا شب تنهام و من کسی نیستم که قراره با خانواده اش به بیرون بره
شاید بخوابم یا اینقدر راه برم تا پام خسته شه و برگردم خونه ببینم کسی منتظرمه
یا انلاین شم فف بخونم تا یکی نیاز به حرف زدن داشته باشه میدونم همیشه متقاعد میکنم ولی نمیخوام کس دیگه ای به مرحله ای بدتر از زندگیش برسه میدونید؟ من خودمو به اون مرحله رسوندم نمیخوام بقیه هم برسن 
من همه رو متقاعد میکنم بهم گفت یه بار متقاعدم نکن ولی من راه دیگه ای جز این ندارم
نمیتونم بهش بگم همچی بدتر میشه نمیتونم بهش بگم زندگی همیشه بد بوده نمیتونم
اون با این تفکر به یه مرحله بدتر میرسه 
میدونم ممکنه نفهمید چی میگم چون خودمم احساساتمو درک نمیکنم
از این چند شخصیتیم بدم میاد من چطور میتونم هم باتم باشم هم تاپ که بچه ها ازش بترسن؟
چطور میتونم همزمان دختر استریت اون فف باشم که شیطونه و از پسره بدش میاد و اخرش تسلیم اون پسره میشه و هم اون کسی که همه بهش میگن تو شوهر نمیگیرتت تو شوهرو میگیری و علاوه بر اون کسیم که فقط همجنسگرا بهش میخوره در حالی که خودم احساس میکنم بدون دقت به جنسیت و گرایش بقیه رو دوست دارم و احتمال پن بودن به خودم میدم؟
یا تیپم؟ پیش تو پانک میپوشم و همین تیپ تو مدرسه امو میخوننش و تو اردو تامبوی و دوجنسه صدام میکنن درحالی که ممکنه با چادرم منو بیرون ببینید؟ اینا رو از خودم نمیگم جدی میگم ممکنه منو با چادرم ببینید  این یه احتمال نیست که بگم ممکنه بپوشم من چادرو میپوشم همینطور که کت چرمی و هودی میپوشم میتونید منو قضاوت کنید اهمیت به این قسمت ماجرا نمیدم
همه ی اینا جزی از حقیقتی از زندگی منن میتونید باور کنید یا نه فقط دارم میگم احتمال نیستن واقعا انجامشون دادم
چی دارم میگم؟ چرا همچی رو باید سخت تر کنم؟
من تو نیستم تو گفتیش زودتر از من گفتیش من نه ماه صبر کردم اخرش فرار کردم به بدترین شکل ممکن بهت گفتم و گفتم میدونستم اذیت میشی 
خودم به درک تو اذیت میشی اذیت میشی وقتی یکی نه میزاره دوست داشتنو (عشق؟ رل زدن؟ هرچی بهش میگید) با بقیه تجربه کنه نه اون دوست داشتنو بهت میده 
یه جورایی مثل کمک خواستن با تموم وجود از یه قایقی که میدونی هیچ وقت به کمکت نمیاد ولی بیخیالش نمیشی درحالی که میدونی اگه یه درصد به قایق کناری خواهش کنی تو رو از این جزیره نجات میده 
حدس میزنم شبیه اینیم
میدونی من احساساتم مزخرفن من همچی رو بزرگتر میکنم بزرگتر از چیزی که لایقشن
همیشه یه جوری مینویسم که قراره بخونیش مثل الان
ولی میدونم هیچ وقت به دستت نمیرسونمش 
اینجا میتونم داد بزنم که دوستت دارم و تو برای منی  ولی من اون کسی نیستم که تورو تو داستان نجات میده
یادم رفت اون درست میگفت من حق ورود به داستانی که تو هستی رو هم ندارم چه برسه به قهرمان داستان
همه ی اینا رو میگم ولی میترسم ولم کنی چون حق داری
حق داری حق داری ولم کنی حق داری بزنی تو دهنم
تو لایق من نیستی یا حتی یه جمله ی بهتر من لایق دوست داشتن تو نیستم
میدونم یه روزی میری و ازت میخوام بهم قول بدی که میمونی قول میدی ترکم نکنی؟
جفتمون ادمای عالی رو دورمون داریم برای حرف زدن و خندیدن و رقصیدن و امتحان کردن ولی من همیشه تو رو انتخاب میکنم تو چی؟
هیچ وقت اینجا رو نمیخونی یه تلاش بیهوده برای ساکت کردن ذهنمه
حوددرگیری این چیزیه که من بهش میگم اونا نمیزارن شبا بخوابم
نمیزارن بغلت کنم نمیزارن این متنا رو به دستت برسونم
اصلا قرار نبود این متن برای تو نوشته بشه ولی مثل اینکه همیشه به تو برمیگردم حتی اگه اونجا نباشی
|معذرت میخوام نمیخوام دیگه ادامه بدم نمیخوام بفهمید چقدر احساساتم مزخرف میتونن باشنن فقط میخواستم ببینم اگه همه احساساتمو بدون سانسور بنویسم چی میشه ولی مثل اینکه نتیجه جالبی نداشتم|



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آذر 1397 12:30 ق.ظ

×40×

دوشنبه 28 آبان 1397 01:35 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Easy Watercolor Painting Ideas for Beginners
 چیزی که بعد از ادمای فیک و الکی رو مخ منه
اهمیت دادن به چیزای بی اهمیته
درسته یه اهمیت دادن به ادمای بیخود زندگیمون هست که واقعا سخته ازشون رد شیم کی گفته اهمیت ندادن راحته؟
ولی منظورم اونور قضیه اس
فقط میخوام بدونم کدوم یکی از این هفت میلیارد ادم 
فقط یکشونم باشه کافیه فقط بهم بگید
کدومشون روی " اسم،جنسیت،گرایش،خانواده اش،ظاهرش،محل تولدش" تاثیر داشته؟ بهم توضیح بدید
بزارید بگم اگه میخواید بگید عقایدشونم پوسیده اس قبلش بهم بگید کی با این عقیده اشون بهتون توهین کردن؟ منظورم خود اون ادمه نه هم عقیده هاش برید گردن اونا رو بگیرید و بچسبونیدشون به دیوار و دوتا مشت محکم بهشون بزنید ولی با اون فرد نه
اگه به عقیده اتون گفت اشتباه خرشو بگیرید این حقو دارید 
نمیخوام وارد مقدار درستی عقیده و غلطی کسی بشم فقط میگم اگه مشکلتون با عقیده اشم هست هیچ وقت این حقو ندارید تا وقتی بهتون اسیب نزده و بهتون گیر نداده چیزی بهش بگید حق ندارید اون عقیده ای اونه
بیخیال اینا کدوماتون میخواید یکی رو مسخره کنید بهش میگید افغانی؟
قبول کنید مردم افغان مجبور بودن به ایران بیان تو کشورشون جنگ بوده این ته نفهم بودن تورو میرسونه وقتی مسخره اشون میکنی
فقط افغانها نیستن چشم بادومی های مو قارچی، عرب های بی فرهنگ همه ای این چیزایی که میگید
یا وقتی میبیند بابای یکی روحانیه هرکاری بکنه چپ نگاهش میکنید
وقتی میفهمید یکی مامانش معلمه باهاش کمتر حرف میزنید
اون خودشه نه پدر و مادرش این قضاوت کردنا رو تموم کنید
یا جنسیت وای محض رضای فاک ناموسا میگید ما دختریم اشکال نداره یه ذره الکی الکی قهر کنیم
یا پسرا همشون کثیفن خفه شید بابا
فرق دختر و پسر بودن فقط تو یه اندام جنسیه 
غیر اینه؟ وقتی به دنیا میاید میبنن صورتی میپوشید و میگید اجی جونم و خنگ بازی درمیارید و اشپزیتون خوبه بعد به مادرتون میگن تبریک میگم دختره؟
یا برای پسرا این چه تصوریه برای خودتون درست کردید؟ بوکس و فوتبال یه ورزش پسرونه اس کار کردن برای پسراس موتور برای پسراس بهم بگید فرق دختر و پسر مگه تو اندام جنسی نیست  نگید یه عمر اشتباه زدم و موقع تولد بر اساس علایقتون و کارای که میکنید میگین دخترید یا پسر
و میدونید با این تفکر پسر بودن براتون خوب جا افتاده؟ بیشتریت عاشق دخترای تامبوی میشید 
ولی خدانکنه یه پسر لاک بزنه یا حتی ابرو برداره میکشینش 
دختر پسر بودن هیچ ربطی به کارای که فرد میکنه ربطی نداره پس ازش بکشید بیرون
دو جنسیت داشتن ، جنسیت نداشتن پسر بودن دختر بودن هیچ ربطی به شما نداره باشه؟
ما جنسیتمون نیستیم ما گرایش جنسیمون نیستیم ما خانواده امون نیستیم ما محلی که به دنیا میایم نیستیم ما رنگ پوست و مومون نیستیم ما لباسی که میپوشیم نیستیم ما اِسممون نیستیم ما خودمونیم
ما عقیده هامونیم ما حرفایم که میزنیم ما فکرهای که میکنیم ما رنگ موردعلاقه امونیم ما کسی که دوستش داریم ما چیزای که خودمون انتخابشون کردیم نه مزخرفاتی که بقیه بهش اهمیت میدن



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 آبان 1397 02:38 ب.ظ

×39×

سه شنبه 22 آبان 1397 03:20 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
Yik Keat is a young self taught photographer based in Singapore. Yik, who has accumulated a following of 123,000 individuals on Instagram, specializes in cityscape and urban photography.
اهمیت نمیدم وقتی گریه میکنی تو حتی برای نمره ی نوزده و هفتاد و پنج گریه میکنی چرا باید قبول کنم تو مثلا ناراحت و شکسته شدی؟
تو همونی که با اهنگ راک می واندی  فکر میکنی فقط راک گوش میدی
همونی که به طرف میگی من عاشقتم ولی تا میفهمی اون دوستت نداره براش ارزوی مرگ میکنی 
همونی که کتابو برای جلدش میخره
همونی که با یه اهنگ فکر میکنی وارد یه فندوم شدی
همونی که به بقیه فاک نشون میده ولی وقتی در برابر اون بهت یه چیزی میگن میزنی زیر گریه و میگی تو به شخصیت من توهین کردی
آره همونی که فکر میکنی وقتی یه نفر یکی ناز میکنه گرسنه ی جنسیه و خودتو از اون فرد دور میکنی و چرا؟ اوه یادم رفت تو مدل ویکتوریا سیکرتی 
همونی که با یه اسمات خوندن احساس خفن بودن بهت دست میده و میخوای اونو با دوستات تصور کنی ولی حتی نمیخوای اونا درمورد این چیزا باهم صحبت کنن
همونی که روز ولنتاین برای کسی که متنفره گل میفرسته تا بگه من عاشق ام روز عشق مبارک!
همونی که نصف داستانو برای سوم شخص تعریف میکنه تا یه نفر طرفشو بگیره
همونی که بچه رو به یه سگ ترجیح میده حتی اگه اون بچه خودش باشه
همونی که نمیدونه فوتبال شش نفرن یا دوازده نفر ولی میگه از بچگی فوتبال میدیدم
همونی که همیشه حفظ میکنه 
همونی که هیچی نمیدونه همونی که فیکه 
تو و بقیه فکر میکنید برام اهمیت دارید ولی من حتی یادم نمیاد شماره اتو داشته باشم
خوشتون نمیاد بغلش کنم خوشتون نمیاد وقتی نوازشش میکنم
فکر میکنید من برای یه چیز دیگه میخوامش 
ترکیب ما رو دوست ندارید مگه نه؟
وقتی گونشو بوسیدم یادمه  "زشت خیابونی" صدام کردید
یادمه اهنگامو مسخره میکردید و میگفتید ادعای نویسنده ها رو درنیار 
میگفتید کی اهنگ میکس میکنه ؟ کی مینویسه؟ کی درمورد این چیزای که تو میگی صحبت میکنه؟
کدوم احمقی پول مامان باباشو ول میکنه و کار میکنه؟
احمق بیچ فاکر لاس زن دیوونه ی زنجیره ای همه اشونو شنیدم
ولی وقتی با اهنگای من رقصیدید دیدمتون وقتی سعی میکردید  دیجی باشید 
 هرجا با یکی دوست باشید و لاس بزنید و بنویسید
وقتی سعی میکردید صورتتونو رنگ کنید و شبیه من لباس بپوشید
شبیه من صحبت کنید پروفایل بزارید و تو توییتر فعال باشید 
ولی نتونستید نه؟ هیچ کدومتون حتی بلد نیستید واقعی باشید چجوری میخواید یکی دیگه باشید؟
هیچ کاری نمیتونید بکنید وقتی من به نسخه ی بهتری از خودم تبدیل میشم 
وقتی بهترین تیکه ها رو بهتون میندازم 
ببخشید ولی وقتی میبوسمش هیچ غلطی نمیتونید بکنید جز اینکه به این فکر کنید چقدر خوب میبوسم






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 آبان 1397 02:39 ب.ظ

×38×

شنبه 19 آبان 1397 02:19 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
Image result for in my mind
احساسات غریب تر از اونن که بتونیم بغلشون کنیم!
اونا از جنس مان، از جنس شادی هامون وقتی تیم موردعلاقه امون برنده میشه ،از جنس گریه های شبانه امون ، از جنس تنهایامون وقتی کسی نیست وقتی حرفمونو میشنوه کمکمون کنه ، از جنس ذوق های که پنهونشون میکنیم ، از جنس نگاهمون به کسایی که دوستشون داریم.
تاحالا فکر کردین چجوری نابود میشن و میمیرن؟
شاید تو یه تصادف کشته شن؟ یا توی دریا غرق شن؟
نمیدونم ممکنه برای حرفای که میشنونن شکسته بشن.
چند شب پیش یه خواب دیدم. من از شش ماهگی تو استخر بودم پس شنام خیلی خوبه ولی اونشب تو خواب داشتم غرق میشدم تو یه دریایی از احساسات، احساساتی که فکر میکردم خودکشی کردن ولی من کسی بودم که اوا رو به دار حلق اویز کردم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 آبان 1397 02:30 ب.ظ

-

چهارشنبه 16 آبان 1397 03:49 ب.ظ

نویسنده : zedd

-این از اون پستاس که شک دارم جزی از پستا باشه یا نه پس برای همین عددی براش نمیزارم-
ممکنه به نظرتون این چیزی که میخوام بگم مزخرف ترین چیزیه که میتونه تو جهان وجود داشته باشه
ولی این احساس هست
شاید به نظرتون دیگه خیلی پیاز داغشو زیاد کردیم ولی این موضوع وجود داره
ادم سراغ دارم هشت ساله دایرکشنره از اول اولش دایرکشنر بوده
ادم سراغ دارم کنسرتاشونو رفته باهاشون صحبت کرده
من در حد اونا نیستم 
من با امسال میشه چهار  پنج ساله که دایرکشنرم
همیشه عکساشونو تو نت میدیدم ولی چیزی اشون نمیدونستم حتی نمیدونستم که یه بند موسیقین
میتونم بگم بهتون بیشترتون اون گیفی که پنج تا پسر میخوان باهم بپرن و چهارنفرشون فقط اداشو درمیارن و نفر پنجم خبر نداره و میپره رو دیدید چون یه مدت یادمه تو کل نت |حداقل جاهای که من بودم| پخش شده بود
اونا مسخره بازی درمیوردن میخندیدن و همیدیگرو سر کار میزاشتن درحالی که محبت از تو چشماشمون بهم معلوم بود
اونا اونا اونا دیوونه بودن 
وقتی زین یه هفته برای تور نیومد رو یادمه
فکر کنم میدونید رفتن زین تو مصاحبه ها یه شوخی خیلی خیلی مسخره بود و اون مدت جک ما بود
و وقتی که فرداش بلند شدیمو دیدیم عیدمون به فاک رفته و زین از گروه رفته
این یه شوخیه دیگه؟ زین نرفته 
بهم بگید خیلی لوسی ولی من هنوز نمیتونم مصاحبه های زینو باور کنم
اونا حقیقت ندارن  زین نمیتونه به همه ی اون پنج سال بگه چرت و پرت
چرا به پسرا اسکار نمیدین؟ اونا یه جوری پنج سال فیلم بازی کردن که ما باور کردیم اونا بهتر از برادرن در حالی که این موقعیتو نمیخواستن و مارو عاشق این فیلم کردن جوری که باورشون نمیکنیم
ولی بهتره یکی بهشون واقعیتو یاد بده 
چون سه سالی هست هرچی دیدیم ازشون جز زندگی کردن
 اینطور که به نظر میرسه زندگی واقعیشون غم انگیز تر از فیلمشونه
یادم رفت اونا اون پنج سالو فیلم بازی نمیکردن
اونا این سه سالو فیلم بازی میکنن
و زین تو اصلا بازیگر خوبی نیستی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 آبان 1397 04:03 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4