تبلیغات
Teenage life

هی!

یکشنبه 24 دی 1396 05:07 ب.ظ

نویسنده : zedd
تصویر مرتبط

モノクロ のデコメ絵文字هی بچز
モノクロ のデコメ絵文字به دنیای یه نوجون خوش اومدید
モノクロ。可愛い。 のデコメ絵文字من زد هستم
モノクロ。可愛い。 のデコメ絵文字اینجا رو زدم که حرف بزنم درمورد هرچیزی
モノクロ のデコメ絵文字و با کسایی که مثل خودمن ارتباط برقرار کنم
モノクロ のデコメ絵文字امیدوارم خوشتون بیاد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 شهریور 1397 10:17 ب.ظ

×39×

سه شنبه 22 آبان 1397 03:20 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
اهمیت نمیدم وقتی گریه میکنی تو حتی برای نمره ی نوزده و هفتاد و پنج گریه میکنی چرا باید قبول کنم تو مثلا ناراحت و شکسته شدی؟
تو همونی که با اهنگ راک می واندی  فکر میکنی فقط راک گوش میدی
همونی که به طرف میگی من عاشقتم ولی تا میفهمی اون دوستت نداره براش ارزوی مرگ میکنی 
همونی که کتابو برای جلدش میخره
همونی که با یه اهنگ فکر میکنی وارد یه فندوم شدی
همونی که به بقیه فاک نشون میده ولی وقتی در برابر اون بهت یه چیزی میگن میزنی زیر گریه و میگی تو به شخصیت من توهین کردی
آره همونی که فکر میکنی وقتی یه نفر یکی ناز میکنه گرسنه ی جنسیه و خودتو از اون فرد دور میکنی و چرا؟ اوه یادم رفت تو مدل ویکتوریا سیکرتی 
همونی که با یه اسمات خوندن احساس خفن بودن بهت دست میده و میخوای اونو با دوستات تصور کنی ولی حتی نمیخوای اونا درمورد این چیزا باهم صحبت کنن
همونی که روز ولنتاین برای کسی که متنفره گل میفرسته تا بگه من عاشق ام روز عشق مبارک!
همونی که نصف داستانو برای سوم شخص تعریف میکنه تا یه نفر طرفشو بگیره
همونی که بچه رو به یه سگ ترجیح میده حتی اگه اون بچه خودش باشه
همونی که نمیدونه فوتبال شش نفرن یا دوازده نفر ولی میگه از بچگی فوتبال میدیدم
همونی که همیشه حفظ میکنه 
همونی که هیچی نمیدونه همونی که فیکه 
تو و بقیه فکر میکنید برام اهمیت دارید ولی من حتی یادم نمیاد شماره اتو داشته باشم
خوشتون نمیاد بغلش کنم خوشتون نمیاد وقتی نوازشش میکنم
فکر میکنید من برای یه چیز دیگه میخوامش 
ترکیب ما رو دوست ندارید مگه نه؟
وقتی گونشو بوسیدم یادمه  "زشت خیابونی" صدام کردید
یادمه اهنگامو مسخره میکردید و میگفتید ادعای نویسنده ها رو درنیار 
میگفتید کی اهنگ میکس میکنه ؟ کی مینویسه؟ کی درمورد این چیزای که تو میگی صحبت میکنه؟
کدوم احمقی پول مامان باباشو ول میکنه و کار میکنه؟
احمق بیچ فاکر لاس زن دیوونه ی زنجیره ای همه اشونو شنیدم
ولی وقتی با اهنگای من رقصیدید دیدمتون وقتی سعی میکردید  دیجی باشید 
 هرجا با یکی دوست باشید و لاس بزنید و بنویسید
وقتی سعی میکردید صورتتونو رنگ کنید و شبیه من لباس بپوشید
شبیه من صحبت کنید پروفایل بزارید و تو توییتر فعال باشید 
ولی نتونستید نه؟ هیچ کدومتون حتی بلد نیستید واقعی باشید چجوری میخواید یکی دیگه باشید؟
هیچ کاری نمیتونید بکنید وقتی من به نسخه ی بهتری از خودم تبدیل میشم 
وقتی بهترین تیکه ها رو بهتون میندازم 
ببخشید ولی وقتی میبوسمش هیچ غلطی نمیتونید بکنید جز اینکه به این فکر کنید چقدر خوب میبوسم






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 آبان 1397 04:49 ب.ظ

×38×

شنبه 19 آبان 1397 02:19 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
Image result for in my mind
احساسات غریب تر از اونن که بتونیم بغلشون کنیم!
اونا از جنس مان، از جنس شادی هامون وقتی تیم موردعلاقه امون برنده میشه ،از جنس گریه های شبانه امون ، از جنس تنهایامون وقتی کسی نیست وقتی حرفمونو میشنوه کمکمون کنه ، از جنس ذوق های که پنهونشون میکنیم ، از جنس نگاهمون به کسایی که دوستشون داریم.
تاحالا فکر کردین چجوری نابود میشن و میمیرن؟
شاید تو یه تصادف کشته شن؟ یا توی دریا غرق شن؟
نمیدونم ممکنه برای حرفای که میشنونن شکسته بشن.
چند شب پیش یه خواب دیدم. من از شش ماهگی تو استخر بودم پس شنام خیلی خوبه ولی اونشب تو خواب داشتم غرق میشدم تو یه دریایی از احساسات، احساساتی که فکر میکردم خودکشی کردن ولی من کسی بودم که اوا رو به دار حلق اویز کردم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 آبان 1397 02:30 ب.ظ

-

چهارشنبه 16 آبان 1397 03:49 ب.ظ

نویسنده : zedd

-این از اون پستاس که شک دارم جزی از پستا باشه یا نه پس برای همین عددی براش نمیزارم-
ممکنه به نظرتون این چیزی که میخوام بگم مزخرف ترین چیزیه که میتونه تو جهان وجود داشته باشه
ولی این احساس هست
شاید به نظرتون دیگه خیلی پیاز داغشو زیاد کردیم ولی این موضوع وجود داره
ادم سراغ دارم هشت ساله دایرکشنره از اول اولش دایرکشنر بوده
ادم سراغ دارم کنسرتاشونو رفته باهاشون صحبت کرده
من در حد اونا نیستم 
من با امسال میشه چهار  پنج ساله که دایرکشنرم
همیشه عکساشونو تو نت میدیدم ولی چیزی اشون نمیدونستم حتی نمیدونستم که یه بند موسیقین
میتونم بگم بهتون بیشترتون اون گیفی که پنج تا پسر میخوان باهم بپرن و چهارنفرشون فقط اداشو درمیارن و نفر پنجم خبر نداره و میپره رو دیدید چون یه مدت یادمه تو کل نت |حداقل جاهای که من بودم| پخش شده بود
اونا مسخره بازی درمیوردن میخندیدن و همیدیگرو سر کار میزاشتن درحالی که محبت از تو چشماشمون بهم معلوم بود
اونا اونا اونا دیوونه بودن 
وقتی زین یه هفته برای تور نیومد رو یادمه
فکر کنم میدونید رفتن زین تو مصاحبه ها یه شوخی خیلی خیلی مسخره بود و اون مدت جک ما بود
و وقتی که فرداش بلند شدیمو دیدیم عیدمون به فاک رفته و زین از گروه رفته
این یه شوخیه دیگه؟ زین نرفته 
بهم بگید خیلی لوسی ولی من هنوز نمیتونم مصاحبه های زینو باور کنم
اونا حقیقت ندارن  زین نمیتونه به همه ی اون پنج سال بگه چرت و پرت
چرا به پسرا اسکار نمیدین؟ اونا یه جوری پنج سال فیلم بازی کردن که ما باور کردیم اونا بهتر از برادرن در حالی که این موقعیتو نمیخواستن و مارو عاشق این فیلم کردن جوری که باورشون نمیکنیم
ولی بهتره یکی بهشون واقعیتو یاد بده 
چون سه سالی هست هرچی دیدیم ازشون جز زندگی کردن
 اینطور که به نظر میرسه زندگی واقعیشون غم انگیز تر از فیلمشونه
یادم رفت اونا اون پنج سالو فیلم بازی نمیکردن
اونا این سه سالو فیلم بازی میکنن
و زین تو اصلا بازیگر خوبی نیستی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 آبان 1397 04:03 ب.ظ

×37×

چهارشنبه 16 آبان 1397 03:13 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×routine× ،
Image result for tumblr
این هفته در کل خوب بود ولی هنوز یه سری احساس بد که مثل همیشه نمیدونم از کجا میان دارم.
شنبه ، شنبه بازی پرسپولیس بود و من از وقتی یادم میاد از پرسپولیس بدم میومد
قرار بود بازی رو بزارن و همه مدرسه جز  پنج نفر واقعا استقلالی نبودن و یکیشون نبود
بزارید باهاتون روراست باشم میتونستم بهتون 20 نفر از بچه های که صورتشونو قرمز رنگ کرده بودن و خودشونو داشتن میکشتن حتی پنج دقیقه هم فوتبال ندیدن حاضرم باهاتون شرط ببندم که فقط میدونن پرسپولیس قرمزه 
و از کجا بهتون اینو ثابت کنم؟ وقتی توپ دست بازیکن ژاپنی بود دست میزدن و میگفتن گل بزنننن 
اطلاعات فوتبالی در این حد بود که اگه بهشون میگفتی پنج دقیقه فوتبال دیدی تاحالا که اینقدر خودتو میکشی میگفتن مگه فوتبال پنج دقیقه است؟
و من داشتم موقع بازی از خنده جر میخوردم اینقدر اینا رو مسخره میکردم:))))) سوژه ای بودن برای خودشون
|البته از حق نگذریم بعضیاشون که حدود ده نفر بودن واقعا پرسپولیسی بودن و من همیشه باهاشون کل مینداختم و با همشون به جز سه تاشون سر همین دوست شدم(با اون سه تا فقط در حد سلام و اینام)|
و وقتی گل خورد پرسپولیس اینقدر خوشحال شدم که سه متر پریدم هوا! هرچی میخواید بهم بگید من از پرسپولیس بدم میاد و باختشو میبینم خوشحال میشم 
یکی از معلما که منو دید گفت استقلالیی؟ گفتم بله 
منو برد تو اتاق مدیر که خالی بود با دوتا معلمای دیگه امون بالا سرم وایستادن 
پشمام ریخت:)))) 
گفتم سه نفر به یه نفر نامردی تا کحا؟ بعدش معلم ادبیات بهم گفت دو نمره ترم کم میکنم ازت
و بعد گل دوم گفت سه نمره شد:"|(میدونم به شوخی گفته میدونم میدونم*سعی میکند خودش را ارام کند*)
یه چیز بعدش اذیتم کرد من پوففف نباید اینو بگم ولی به درک 
دوستای مثلا فوتبالیم نزاشتن یه نفر که حتی از بهترین دوستم یه درجه بالاتری رو داره رو بغل کنم چون میگفتن استقلالیی دیگه از این کصشر تر؟|ببخشید من خیلی سعی میکنم فحش ندم|
من از پرسپولیس بدم میاد اینو دارم برای بار هزارم میگم ولی اون تیم مهمتر از ناراحتی اون نیست و اونا الکی داشتن شلوغش میکردن و حالمو بهم زدن و یه جروبحث باهاشون داشتم
ما حتی بعد دربی و بعد این همه کل کل همچیو ول میکنم تا دربی بعدی تو که حتی اسم بازیکن پرسپولیسو بلد نیستی چی میگی ؟ و فکر میکنی من ازت اجازه میگیرم که حق اینو دارم که اونو اروم کنم یا نه؟|ببخشید احساسات من زیادی بزرگ میشن و مزخرف تر از قبل به نظر میرسه|
و یکشنبه برای رولی که طراحی کردیم وقتی همه زیر سیزده نمره گرفتن ما نمره ی بیستو تو زبان گرفتیم
و دوشنبه فکر کنم همه اتون روزای رو دارید که احساساتتون باهم قاطی میشه
دوشنبه طرفای اون حالاتا میگذشت 
سه شنبه خوب بود نرمال بود 
مراسم ام تی وی و ایکس فکتور به اندازه کافی منو به اوج فن گرلی میرسونه 
ولی ولی ولییی
قسمتی که چارلی تو فیک لاو با بی تی اس خوند منو میکشه:))))
@چارلی پوث چرا فیک لاو کامل کاور نمیکنی که با خیال راحت بمیریم؟:))))
و هفته ی شما چطور بود؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 آبان 1397 03:40 ب.ظ

×36×

پنجشنبه 10 آبان 1397 02:44 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×In my mind× ،
من میترسم
میترسم از خودم از کارهای که انجام دادم،میدم و قراره انجام بدم وقتی دروغام لو برن چی میشه؟
از موقعیت الانم میترسم از بهم ریختگی میترسم از انسان نبودنم میترسم از ابله بودن میترسم 
از یه روز بدون ایدلایم میترسم از جاهای جدیدی که قراره بیاد میترسم
میترسم از روزی که هیچ آهنگی نواخته نشه،هیچ فیلمی ساخته نشه
هیچ حرفی برای گفتن نمونه هیچ کتابی نوشته نشه
میدونی چرا از اینا وحشت دارم؟
باعث میشن پوچی باشم باعث میشن احساساتم خودکشی کنن باعث میشن لبخندام تو کما برن و گریه های شبانه ام مهاجرت کنن
 همه اینا قلممو خشک میکنن چشمامو کور میکنن گوشام کر میشن لال میشم
درنتیجه میشم یه آدم نفهم یه ابله خودخواه مغرور 
اکه اینطوری بشه من هزاران اکسیژن هدر دادم 
و از این میترسم!
-شاید پی نوشت:
یه سری از حرفا رو نگفتم همه امون یه سری حرف نگفته داریم
من الان حتی ترتیب گفتن این حرفا رو هم یادم نمیاد چون من همیشه ازشون فرار کردم
اونا همیشه همچی رو پیچیده میکنن 
الان میخوام بگمشون درسته عجیب غریب تر از قبل به نظر میرسم 
من راه های زیادی رو برای از بین رفتنشون کردم و الان این تنها راهیه که برام مونده-




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 آبان 1397 04:43 ب.ظ

×35×

پنجشنبه 3 آبان 1397 04:28 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Conspiracy Theorist Poster
یه خط قرمز دور من کشیده شده ، هیچ کس با وجود این خط جرئت نمیکنه سمتم بیاد.
شش سال؟ بیست و هشت ماه؟ چهار هفته؟شایدم دو ساعت این خط دورمنه؟ مهم نیست از کی خط هست،من توش راحت بودم. نگران کسی نبودم!
نمیدونم چی شد که تو وارد محدوده ی من شدی.
فکر کنم گفتی"تو عجیب غریب ترین آدمی هستی که دیدم"
نزدیک و نزدیکتر ، محدوده ام داشت خراب میشد،همش نگران این بودم ضربه نبینی،یه احساسی که حتی بهش فکرم نکرده بودم، حالش خوبه؟ حرف اشتباهی زدم؟ بیخیال من تاحالا از این حسا نداشتم!
من اونقدرام از آدما دور نبودم،فقط ابراز علاقه نکردم.
باهاشون گرم گرفتم و فیلم دیدم ،آهنگ خوندم، متن نوشتم ولی ابراز علاقه،بعید بدونم.
آدمای زیادی بهم گفتن "دوستت دارم" "خیلی باحالی" " تو عادی نیستی" ولی تاحالا اینقدر حساس نشده بودم ،تهش یه لبخند ساده و بغل. قلبم تاحالا اینقدر از شنیدنش محکم نمیزد.
شروع کردم به پیدا کردن اینکه این احساس از کجا اومد؟
آذرماه وقتی دوباره شروع کردم به نوشتن و دیدم یه متن درمورد تو نوشتم!
اما بیخیال شدم عشق بچه بازی نیست که من داشته باشمش
و تو از من بدت میومد فکر کنم برای همینه که اینقدر خط قرمز دورم پررنگ شده.
ولی الانو نگاه کن، بعد نه ماه این تو بودی از خط قرمز من رد شدی بعد این بغل بهم بگو چجوری ازش رد شدی!
چون کاملا مطمئنم بارها تو رو از خودم دور کردم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 آبان 1397 04:36 ب.ظ

×34×

یکشنبه 29 مهر 1397 03:58 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Image result for harry styles
*و برای هزارمین بار هری یه اثر هنریه*
هی؟ فکر کنم برای مدرسه بیشتریا مشغولین نه؟
در وصف حال من میشه بهش نمره ی 7 از 10 داد
هنوز از اینکه دیروز سر ادبیات پاچه خواری کردم اعصابم خورده ؟ناموسا اون من بودم؟
 امروز بهم گفتن شبیه "کیلی جنر"(آره کیلی:|)ام و بای
و بخشای خوبشو مدیون کارا و هیلی و تروی و زین و لیلو(ایکس فکتور هق هقققیبلیشسل پیسرام) و صدالبته کات کردن آریانا و پیت ام
درسته فضولیه ولی من یه مکیانا شپیرم که حتی الان منتظرم مک زنده شده و دوباره بهم برگردن:| و در کنار اون از پیت خوشم نمیاد 
نمیدونم اگه دایرکشنرید قبل از استراحت دایرکشنر شدید یا بعدش ولی ولی ولی
بیاید قبول کنیم اون موقع ها پسرا بمبم میترکوندن تعجب نمیکردیم ولی الان تحمل عکس دوتاییشونم نداریم(آره از اثرات لیلو ایکس فکتوره)
و تیلور هق هقق هر مراسم خوشتیپ تر از قبل:")))))
بزنم به تخته اینقدر ایدل دارم دارم میبینم کدومو نگفتم بگم که در حقشون اجهاف نشه:"|
مدرسه  خب آره از یه بخش دیگه اشم رو مخمه
من میخوام روراست باشم من تو حل کردن مسئله ها و پیدا کردن راه حلا خوبم |حداقلش تو کلاس خودمون|
و بیشتر اوقات تا بچه ها میخوان بفهمن مسئله چی میخواد من اون مسئله رو حل کردم
یه مسئله بود معلم حل نکرده بود و من زودتر از همه حل کردم و به بچه ها توضیح دادم
همون مسئله رو دفعه بعدی یه نسخه ساده ترشو معلم داد من حل کردم شروع کردم به کتاب خوندن 
یکی از بچه ها رفت بالا و دید من حواسم نیست گفت " هی تو حواست هست ؟ همینه نمره ات تو امتحان کم میشه. گوش میدی ؟ گوش میدی؟" همینقدر حرکت رو مخ :|
من با بقیه درسام کار ندارم(هرچند نمره های اونم خوبه) همینکه این مسئله رو من خودم اومدم توضیح دادم و معلم کتاب منو دیده نشون میده این حرکتت از جوگیریته
اصلا هرچی شاید این حسم عقده ای بودن و اینا باشه مهم نیست من این حسو دارم
و خب شما چه کردید و چه نمره ای میدید؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:15 ب.ظ

×33×

پنجشنبه 12 مهر 1397 11:01 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
Image result for me tumblr
خب بیاید یه کاری کنیم و درمورد عیب هامون حرف بزنیم
من شروع میکنم 
اولیش فکر کنم فن گرلی کردنم و ذوق کردن و حرف زدنمه
من خیلی خیلی خیلی زیاد حرف میزنم و بیشترشون فن گرلیه
حرف درست حسابی هم میزنم ولی کمتر کسی تو محیط اطرافم پیدا میشه بشینیم باهام اونطوری حرف بزنیم
و فن گرلیام واقعا زیاده و بقیه اذیت میشن و من کاملا بهشون حق میدم 
فکر کنید یه ادم کنارتون باشه که قابلیت اینو داره برای همچی فن گرلی کنه و حرف بزنه و توضیح بده
همین چند ساعت پیش پیکسل به دست داشتم برای بار هزارم به اعضای خانواده میگفتم " هری ادم نیست هری یه اثر هنریه نگاهش کنید لویی لویی اون رسما فتوشاپه اصلا اینا واقعی نیستن" یا  وقتی یکی اهنگ میده واقعا از کنترل خارج میشم:| همین الانشم لیام و هالزی و تروی اهنگ دادن و صبحش موزیک ویدیوی که کارا توش بازی کرده اومد و شاتاش پشت سرش و استوری مسخره بازیش اینا فقط برای یه روزن! 
عیب بعدیم خب فکر کنم گرمایی بودنمه
کل خانواده ی ما سرمایین هم مادری هم پدری:d
و این یه ذره دردسره برام مخصوصا وقتی سرما میخورم (مثل الانم)
همیشه وقتی سرما میخورم تا شش ماه سرما خورده میمونم چون لباس گرم و این حرفا نمیپوشم
هودی کلفت گرم تاثیری روی بهتر شدن حالت  نداره وقتی هنوز شلوارک پوشیدی
و زیاد تیکه میندازم مخصوصا وقتی عصبانیم 
بلد نیستم خوب قربون صدقه برم و تعریف کنم و به یکی محبت کنم  در نتیجه بیشتر اوقات درحال تخریب شخصیت کردن بقیه ام وقتی  اعصاب ندارم و اگه هم اعصاب داشته باشم در حال فن گرلی و صحبتم
و فکر کنم زیاد میخوام بقیه عقیده منو داشته باشن
 و زیاد رو چیزای که برا خودمه حساسم یعنی وقتی من به دوستم یه لقبی رو میدم فقط من میتونم بهش اون لقبو بگم وقتی من پروفایلم یه چیزه فقط اون پروفایل متعلق به منه میفهمید چی میگم؟
و زیاد تو همچی سرک میکشم مهم نیست اون چیه یا یه چیزی رو نباید بدونم یا وقتی میدونم همچیشو باید بدونم
چون زیاد اهنگ با صدای بلند گوش دادم گوشم افلیجه همنطور عینکم میزنه و بویاییم تعریفی نداره
عیبام زیاده ولی فکر کنم اینا بزرگتریناشونن چون بیشتر از این به ذهنم نمیرسه 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مهر 1397 11:38 ب.ظ

×32×

جمعه 6 مهر 1397 06:24 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
Image result for ‫لری استایلینسون‬‎
بیست و هشت سپتامبر مبارک!
پنج سال پیش این موقع آبی و سبز مکمل هم شدن 
و زیباترین عشقی که میشناسیمو همیشگی کردن
سالگرد همیشگی شدن لری  استایلینسون  مبارک




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×Larry Stylinson× ،
آخرین ویرایش: جمعه 6 مهر 1397 06:32 ب.ظ

×31×

سه شنبه 3 مهر 1397 09:05 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،

Image result for i hate myself
"ویرایش شده"
بیشتر از اونیکی که فکر میکردم طولانی شد ولی هنوز دلم نمیخواد پاکش کنم حداقل تا وقتی که مطمئن شم سرکوب شده پس اگه دوست دارید بخونید برید ادامه مطلب


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 03:25 ب.ظ

×30×

یکشنبه 25 شهریور 1397 12:50 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×lyric× ،

If the whole world was watching I'd still dance with you

اگه کل دنیا هم تماشامون کنن هنوزم می خوام با تو برقصم
Drive highways and byways to be there with you

راه ها رو پشت سر میزارم تا اونجا پیش تو باشم
Over and over the only truth

بارها و بار ها تنها حقیقت اینه که
Everything comes back to you

همچی به تو برمیگرده

___________________

چون روز تولد جوجه امون تو میهن بلاگ نیومدم دلیل نمیشه بدون تبریک تولد صحنه رو ترک کنیم!





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×HBD× ، ×niall horan× ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 شهریور 1397 01:04 ب.ظ

×29×

شنبه 17 شهریور 1397 05:21 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Vans Illustration by Morgan Swank
نوجونی من با نوجونی مامانم ،با نوجونی خواهر بزرگترم و حتی با نوجونی یه پونزده ساله ی دیگه فرق داره.
بیشترین حرفی که شنیدم این بوده که"به کارای الانتون میخندید" 
خب بیاید واقع بین باشیم من الان به کارای که میکنم میخندم!
اگه قرار باشه به یه نفر ده سال دیگه بگم نوجونیمو چجوری گذرونم
میگم من یه دایرکشنر بودم که برای ساپورت پسرا چندین اکانت توییتر میساختیم و رای میدادیم و چهارصبح بلند میشدیم تا برنامه رو باهم ببینیم
تو خانواده های زیادی بودم با ادمای زیادی صحبت کردم و بزارید بگم من معتاد رول پلی بودم
یه شب با تموم وجود برای شهرام شب پره شعر گفتم،با تیپ تامبوی دیجی جعفر شدم و با دیجی مدرسه کناری تو اردو پارتی گرفتم
من کسی بودم که بچه ها ازش معنی فحشا و اصطلاحاتو میپرسیدن یا برای پیدا کردن یه اهنگ پیشش میومدن
کسی که جرئت نمیکردین جلوش به کسای که دوستش داره توهین کنید
گشاد ، اولین کلمه ی که درمورد من میگفتن من  یه روزایی حتی برنامه ی کیفمو عوض نمیکردم و با کتابای که شنبه رفتم سرکلاس یکشنبه ام میرفتم صاحب کتابخونه مدرسه دوستم بود و کتابا رو از اونجا برمیداشتم و غیر از اون مهم نبود که قراره نمره ازم کم شه 
همیشه کیفم اونقدر شلخته بود که دوستام نمیتونستن تحمل کنن و درنتیجه تمیزش میکردن
و بیشتر سلبریتیا رو دوست داشتم
با شلوارای و لباسای گشاد میتونستین منو تشخیص بدید
حساب اکانت عوض کردنام توی توییتر دستم نیست پس میتونید بگید من تو توییتر زندگی میکنم
توی مکالمه افلیجم! چه انگیلیسی چه فارسی چه عربی افلیج تر از من تو مکالمه نمیتونستن پیدا کنن ولی بدون تعارف هرچقد تو مکالمه افلیج بودم توی نوشتن خوب بودم
قدرت خوابم بالاس من یه مدت طولانی بیوم"اگه کوآلا بفهمه من چقدر میخوابم از زندگیش لفت میده" بود و واقعیت داره
کمتر سریال،فیلم،اهنگ،کتابی از زیر دستم در رفته بود
یه سریالو با زیرنویس عربی دیدم 
صاحب داستانای طغرلستان توی مدرسه من بودم
به خاطر خدافظی |آقا|بوفون تو مدرسه به قدری حالم بد بود که همه فکر میکردن افسرده شدم
از فیلم ترسناک خوشم نمیومد ولی همیشه قرار فیلم ترسناک دیدن خونه ای ما بود
اکثر روزا هم تا هشت شب تو خونه تنها بودم و برای خودم کنسرت میزاشتم 
بدتر از من برای ساخت استایلای مختلف پیدا نمیکردید
کلکسیون کفشای لویی رو جمع کرده بودم
تو بیشتر فندوما حضور داشتم!
آب بازی که بیخیال، گفتم که من رو مامان بابامم آب میریختم(نه همیشه)
هیچ قابلیتی توی لاک زدن نداشتم و هرموقع دوستام برام لاک میزدن تا پنج دقیقه بعدش خورده بودمش
در خودکارا هم همیشه تو دهنم بود و بر خلاف گفته ها تا حالا نمرده ام
مومو یه بار کچل هم کردم حتی یه بار به جای اینکه مدل موی مایکل گیرم بیاد مدل موی فنچی گیرم اومد
هربار مومو با اسپری رنگ میکردم چپ چپ نگام میکردن مخصوصا وقتی طوسی میکردم فکر میکردن مریضی چیزی دارم
و قدم کوتاه بود چون قدمو دادم به کارا که مدلینگ قبول شه|این یه شوخی رایجه بین کسایی که با من خیلی نزدیکن |
چیزای که میخواستم بخرم رو پولشو خودم با انجام دادن کارای تایپی گیر می اوردم، بگی نگی خرجم دست خودم بود
از تلویزیون متنفر بودم و تنها برنامه ای میدیدم خندوانه بود از فصل اول!
کانالای تک عضوی که فقط خودم توش بودمم زیاد داشتم
واتپد و برای بیشتر دوستام نصب کردم که بشینن فف بخونن موقع توییت زدن نیان بهم بگن حوصلم سر رفت!
و یه اکانت برای ایسگا کردن ادمای مختلف دستم بود
و بیشتر از این دلم بخواد از نوجونیم تو اینده بگم.




دیدگاه ها : نوجونیتونو ده سال بعد چجوری تعریف میکنید؟
آخرین ویرایش: شنبه 17 شهریور 1397 06:04 ب.ظ

×28×

یکشنبه 11 شهریور 1397 07:57 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×talk× ،
Lethal in training, deadly when it counts.  Attack every chance, whatever the occasion, in the new Nike Football Women's Pack #Hypervenom Phantom II, available now on Nike.com only in the US.
قربون تعداد پست، بیست و هشت:))))
خب یه ذره از فاز تبریک تولد گفتن دربیایم.
اگه از اون بازدید کننده های باشید که از اون پستای اولی منو دیده باشید
یا حرفای که تو فیانا شیپر موقع جام جهانی گفته باشمو شنیده باشید
باید فهمیده باشید فوتبال بخش بزرگی از زندگیمو تشکیل میده
درسته مثل بارانا بیست و چهارساعته ازش صحبت نمیکنم
 همه ی اینا رو هم مدیون خواهر بزرگترمم تنها چیزی که میتونیم بدون بحث بشینیم باهم نگاه کنیم و صحبت کنیم درموردش همین فوتباله.
فوتبال بازی کردن یه بخش بزرگ قضیه اس و طرفداری کردن فوتبال یه بخش بزرگتر از اونه
استادیوم رفتن برای دخترا ممنوعه همتون میدونید پس تمام طرفداری امثال من میره پشت یه صفحه تلویزیون
دانشگاه شهید بهشتی یه لیگ داشت که جمعه دو شهریور فینالش بود
از شهرهای مختلف تیم اومده بود و لیگ نوجوانان و کودکان داشتن
لعیا اونجا یه سری کارا رو انجام میداد که هرچی توضیح داد من نفهمیدم :| فقط میدونم جز تدارکات بود
روز آخر به هوایی دیدن بازی و لعیا رفتیم 
نمیدونم اینو چجوری براتون توضیح بدم محشر محشر محشر!
 خواهرم همیشه میگفت دانشگاهشون بازی داره میاد میبینه و خیلی خوبه 
اینکه با چند نفر شعار بدی و اخرش تیم موردعلاقتون برنده شه
بازیکنا بیان ازتون تشکر کنن
تشویق ایسلندی و خیلی چیزای جذاب دیگه 
درسته تیم استقلال یا یوونتوس یا هر تیم دیگه ای که دوستش دارم نبود 
من حتی کاملا اسم بازیکناشونو بلد نیستم
ولی اون شب میتونه تو بهترین شبای زندگی من ثبت شه!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 شهریور 1397 10:59 ق.ظ

×27×

یکشنبه 11 شهریور 1397 06:03 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ، ×talk× ،
تاحالا از زد پست نزاشته بودم چون منتظر امروز بودم
امروز روز تولد آنتون یا همون زده!
خب فکر کنم همینکه اسمی که باهاش منو میشناسید اسمی که برای زده باید مقدار اهمیت زد رو برای من بفهمید
زد رو اولین بار سر آهنگش با آریانا شناختم
و اینکه کسی هست عاشق قیافه ی زد نشه؟
و یه سال بعدش برای اهنگ beautiful now  دیگه نتونستم از اینکه زد جز ایدلام نباشه بگذرم
بیشترتون این اهنگو شنید یه اهنگ محشر که میتونه تو بدترین حالت باعث خوشحالیتون بشه و بخواید برقصید
موزیک ویدیو،متن (که زد تو نوشتنش دست داشته) ریتم اهنگ و مهمتر احساسی که به ادم میده جز دلایلیه که من دیوونه ای این اهنگ و صدالبته زدم!
صحبت کردن از زد احتمالا سالها طول میکشه حداقل برای من!
زد میتونه تو کیوت بودن در هات ترین حالتش با زد برابری کنه
و همینطور وقتی کت میپوشه میتونه جذاب ترین فرد روی زمین بشه
و خلاصه ی همه این حرفا
@آنتون زاسلاوسکی همین دیروز بیست و شش سالت بود لطفا از بیست و نه سالگی به بعد رو ، بزار رو دور کند!








دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×HBD× ، ×zedd× ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 شهریور 1397 07:12 ب.ظ

×26×

چهارشنبه 7 شهریور 1397 09:58 ب.ظ

نویسنده : zedd
ارسال شده در: ×celebrity× ،
Liam Payne tattoos For more follow @sharayupatilssp
  تولد ددی  پینو مبارک*-*
هنوز دلم میخواد برای اینکه با زد فیت دادی از خوشحالی بمیرم
یا نوتیس های که به ایران میدی
تولدای که تبریک میگی
هیچ وقتم تو غیبت کبری نمیری:)))))
قربون تو برم مننن@لیام جیمز پین
اصلا همگی بیاید دسته جمعی قربون لیام بریم



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ×HBD× ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 شهریور 1397 10:21 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3